تبلیغات
تمام تنم می سوزد از زخم هایی که خورده ام
دردِ یک اتفاق که شاید با اتقا قِ تـو،
دردش متفاوت باشد ویرانم می کند؛
من از دست رفته ام ، شکسته ام،
می فهمی ؟
به انتهایِ بودنم رسیده ام ؛
اما اشک نمی ریزم...
پنهان شده ام پشتِ لبخنـدی که
درد می کند...


گاهی آدم احتیاج داره یکی بیاد بزنه رو شونش، بگه: “هی رفیق! از چیزی ناراحتی؟”
اونوقت آدم برگرده بگه: “آره رفیق،ازهـمهچـی”


وقــتی دست فــشردیــم
و قـــول دادیـــم …
فقــــط ،دست ِ تــو مـردانـه بــود...!
و … قـــــول ِ من !!
تاريخ : پنجشنبه 04 دی 1393 ساعت: 14:33
نویسنده : delsheshehe
ارسال نظر(0)


.jpg)







